جشن دندونی عسلمون
دختر مهربونم سلام؛
اول خدارو دوباره شکر می کنم به خاطر وجود نازنینت که گرما بخش زندگیمون شدی و تک تک لحظه های با تو بودن آخر عشق و صفاست و همچنین خدارو شاکرم به خاطر وجود دوست داشتنی بابایی مهربونت که پا به پای من تو کارهایی که مربوط به شماست خیلی کمکم میکنه.
عروسک کوچولوی مامان؛من وبابایی به خاطررویش اولین مرواریدت جشن کوچولویی برای شما گرفتیم که حضور بابابزرگ ها و مامان بزرگ ها و عمه جونی وعمو محمودو محدثه جون و عرفان و ایلیا جون جشنمونو باصفاتر کرد مامانی؛اون شب یکی از بهترین شبای زندگیم بود چون باهر خندیدنت،یه ذره دندونت رو میدیدم که خودنمایی میکردو همچنین میدیدم که بابایی و بقیه مهمونا مهربانانه شما رو تو آغوششون میرقصوندن و برخورد دستاشونو به هم میدیدم که به افتخار شما نشانه گر عشق و تجلی بود...
راستی مامانی دومین مرواریدت هم داره تو دهان کوچولوت خود نمایی میکنه

فلش راهنما برای تشریف فرمایی مهمونا به جشن دندونی


کیک دندونی که بابایی زحمتش کشیده

تزیین بالا سرت

اینم میوه ها که چیدنش کار خودمه

بحث شیرین شام و به به...

الویه که تزیینش کار عمه جونی بوده

اینم آش خوشمزه که مامان معصومه زحمتش کشیده

ماست و خیار دندونی

کوکو سبزی دندونی که کار خودمه

دخترم تو فکر اینی که بری کیک بگیری

برو جلو بگیرش کیک خودته مامانی

بگیرش دیگه

عکس شما با محدثه جون و عرفان جون و ایلیا جون

گیفتکایی که به مهمون کوچولوها دادی

اینم کادوها که مهمونه زحمتش کشیدن

دعای من وبابایی برای شما اینه که تک تک دندونات بدون هیچ دردی دربیاد.


جشن دندونی عسلمون 







